تبلیغات
نشریه طنز بوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان
نشریه طنز بوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان
مستقل بودیم و میمانیم

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

موضوع انشاء : خارجی ها

مادرم همیشه می‌گوید "این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند"
البته من هم می‌خواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد.
خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم.

تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد.
او می‌گوید "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند"

مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد...
البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است،
بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند.

همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.

ما اصلان ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم.

تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در فیلم‌های ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند. همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود. 

در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند.
اما در خارج کفش می‌شوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده،
اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند. پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.

از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده‌ایم.
شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم.
اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است.
ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی".
ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند،
حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد نیستند
یک جمله‌ی ساده مثل I lav u بنویسند. واقعن جای تعسف دارد.

این بود انشای من!!!

کپی باذکر منبع(چاپ شده در نشریه طنز بوق -سیاه نور-)

www.boooogh.mihanblog.com

نظر یادتون نره

تصاویری كه ما ایرانی ها میبینیم

 

عكس از تیم ملی زنان ایران

ادامه مطلب

دختر نمونه


چهار راه ولی‌عصر رو انتخاب کرده بود، چون مرکز شهر و محل گذر دانشجوها و هنرمند‌ها و آدم‌حسابی ها بود. پیش خودش گفت اون‌هایی که پز روشنفکری و رمانتیک بازی می‌دن، از کنار یه دختر جوان شیشه پاک کن بی تفاوت رد نمی‌شن.
چراغ قرمز شد.
پارچه تمیز و سفید و اسپری شیشه پاک‌کن رو از کیفش درآورد و رفت سراغ شیشه ماشین‌ها و راننده‌هاشون. از سمت دیگر خیابان، پسر نوجوانی میان ماشینهای متوقف شده، راه افتاد: «روزنامه... روزنامه... طرح انتخاب دختر نمونه! روزنامه... روزنامه....»
چراغ سبز شد.
منتظر نظرات شما

همه آنچه در اپیزود LAX لاست دیدیم! / بررسی صحنه به صحنه اپیزودهای اول و دوم لاست

اپیزودهای اول و دوم سریال لاست باز هم مانند همیشه غافلگیر کننده و جذاب آغاز شد و به طور کامل انتظارات طرفداران سریال را براورده کرد. موضوعی که البته پیش از آغاز فصل 6 نیز مشخص نبود این بود که فصل 6 ایا فقط به معما پاسخ خواهد داد؟ اما چیزی که در اپیزود ها دیدیم نشان داد که هنوز سازندگان لاست قصد برطرف کردن معما را ندارند و در ازای حل یک معما چندین گره و معما به سریال اضافه میکنند! با هم در این تاپیک به بررسی همه جانبه اپیزودهای اول میپردازیم و مطالب را به علت بلند بودن در چندین پست در تاپیک قرار خواهم داد.


نکات اصلی
  • لیندلوف و کیوز در کامیک کان امسال به این موضوع اشاره کردند که ما شاهد "flash sideways" ( کیوز آنها را چنین مینامید) خواهیم بود که به زمانی اشاره دارد که هواپیمای اوشینیک 815 هیچگاه سقوط نکرده و به سلامت در فرودگاه به زمین خواهد نشست. در این اپیزود با مفهوم این موضوع مواجه شدیم.
  • پیش از پخش اپیزود جدید سریال، هیچگونه لیستی از بازیگران مهمان جدید سریال منتشر نشد تا از اسپویل شدن و لو رفتن داستان اپیزود جلوگیری شود.
  • همانند گذشته، جک و کیت تنها افرادی بودند که در تمامی اپیزودهای ابتدایی فصلها حضور موثر داشتند.
  • برای اولین بار در طول سریال، دود سیاه را در جایی دور از جنگل دیدم! اینبار دود سیاه در نزدیکی ساحل و اقیانوس ظاهر شد و به برام و افرادش حمله کرد.
  • پاسپورت سعید به جای آنکه عراقی باشد، ایرانی بود.
  • شانون، نیکی، پائولو، اسکات، سالیوان، مایکل ، والت و دیگر کاراکترهایی که در فصول گذشته شناختیم در اپیزود جدید و در اوشینیک 815 آنها را ندیدیم! البته به شانون توسط بون اشاره ای شد.
  • دزموند در کنار جک در هنگام پرواز دیده شد البته دزموند در دوره زمانی اصلی در آن هنگام در حال کار در دریچه سوان در دریچه بوده است. دزموند ابتدا ظاهر و سپس غیب شد و البته تنها کسی که به این موضوع توجه کرد جک بود و حتی رز و برنارد نیز از این موضوع اطلاعی نداشتند.
  • آنالوسیا و اکو به همراه لیبی که در انتهای هواپیما بودند در اپیزود و پرواز دیده نشدند
  • همانند اپیزود اول فصل اول مجددا سریال با جک آغاز شد
  • آخرین باری که کیت، لاک، ساویر، سعید، هارلی، جین، سان، کلیر، بون، دزموند، چارلی، بن، جولیت و ارتز در سریال با هم و در یک اپیزود دیده شده بودند اپیزود Expose بود که بار دیگر آنها را در این اپیزود فصل 6 با هم دیدیم
  • اولین پریمیر لاست بود که 2 ساعت به طول انجامید
  • یکی از آنخهای آن مجسمه 4 انگشتی در زیر آب قابل مشاهده بود
  • در سال 1977 ریچارد به هنگام شفای بن به این موضوع اشاره کرد که بن هرگز این اتفاق را به یاد نخواهد داشت و البته دیگر آن معصومیت گذشته را نخواهد و برای همیشه "یکی از ما" خواهد شد.
  • جان لاک با حرفهایش در هواپیما داشت که بون را نسبت به سقوط هواپیما و اینکه آن راهنمای پس از سقوط میتواند به آنها کمک کند آگاه سازد و به این موضوع اشاره میکرد که اگر یک خلبان خوب و یک دریای آرام وجود داشته باشد آنها میتوانند روی آب براحتی فرود آیند و منتظر تیم نجات شوند. درست است که هواپیمای اوشینیک 815 در 22 سپتامبر سال 2004 به پرواز درآمد اما نویسنده ها این دیالوگها را سال گذشته به رشته تحریر در آوردند که میتواند اشاره ای باشد به ماجرایی واقعی که برای پرواز 1549 شرکت هواپیمایی ایالت متحده رخ داد و خلبان در 15 ژانویه سال 2009 توانست به خوبی هواپیما را روی آب رودخانه هادسون شهر نیویورک بروی زمین فرود آورد و مسافران نیز برای مدتی به همان روش توانستند دوام بیاورند تا نیروهای امداد به آنها برسند و آنها را نجات دهند!

ادامه مطلب

ملیت آدم و حوا…!

یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نیگا میکردن.


انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی!! مطمئنم که اینا انگلیسیند!

فرانسویه میگه: اینا هم لختن، هم زیبا و هم رفتار عاشقانه ای دارند !!حتماً فرانسویند!

ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکرمیکنن توی بهشتن!!! صد در صد ایرانیند!


مراحل چهارگانه آماده سازی یك تحقیق یا پروژه دانشگاهی در ایران(تصویری)

مراحل چهارگانه آماده سازی یك تحقیق یا پروژه دانشگاهی در ایران

1-     CTRL + A

2-     CTRL + C

3-     CTRL + V

4-     CTRL + P

 
  • تعداد صفحات :16
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

باسلام و تشکر از بازدید شما
م.یعقوبی
مدیر وبلاگ : سیاه نور

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • مطالب وبلاگ چگونه اند؟






نویسندگان